خرید بک لینک
میان صفر و یک های زندگی، شب و روزها، تاریکی و روشنی ها، سختی و آسانی ها هنوز مثل قدیمم حسم از همان "بی حسی" که بودم، عوض نشده تنها تر شدم و چشم هایم تنها "تر" شد قلبم به سیلی روزگار خندید زیر پایش له شد ولی هنوز مثل قدیمم هنوز مثل یک ربات, کار میکنم هنوز از بوی باران لذت میبرم هنوز شب وقتی رعد و برق

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:28

لا به لای جنگیدنا؛ لا به لای رفتن عمر و توی این روزایه تاریک؛ میون درگیریای روزمرگی که تموم نمیشه؛ میون سختایی که کم نمیشه، اضافه میشه؛ کنار مسائلی که هیچوقت حل نشدن...

غرق شدم تو اشکای خودم

خودمو, یادم, رفته,

نفس هامو یادم رفته

سردی دستامو یادم رفته

دل ربات گونه مو یادم رفته

به نظرت راهی هست که برگرده این آقای ربات؟

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:28

یه چند وقتیه ساکت شدم یعنی... ساکتتر از قبل شدم! به جاش بیشتر فکر میکنم یعنی... بیشترتر از قبل فکر میکنم! هر بیشتر میگذره من بیشتر یاد میگیرم از آدما و ظاهرهای فریبنده شون از حرف و قول و وعده ها و شک به درست بودنشون از عوض شدنایه یهویی از اینکه چرا یهو آدما سرشون شلوغ میشه از اینکه پشت خندههای مرم

برچسب: نویسنده: ماهان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:28

صفحه بندی